ايرونی (حالا يه وقت بهتون بر نخوره ولی اين واقعيت )





يه روز خدا تصميم مي گيره به سه تا از بنده هاي خوبش چيزي بده. يك فرانسوي و يك آلماني و يك اصفهاني رو انتخاب مي كنه و به فرانسوي مي گه: چي از دنيا مي خواي؟ فرانسوي مي گه: خدايا، من يه همسايه دارم كه يه ويلاي بزرگ تو بندر مارسي داره، دلم مي خواد مثل اون ويلا رو تو مارسي داشته باشم. خدا بهش يه ويلا مثل همون تو مارسي مي ده.
خدا از آلماني مي پرسه: تو چه آرزويي داري؟ آلماني مي گه: خدايا! همسايه من يه بنز 600 مدل 2003 داره. خدا مي گه: مي خواي تو هم مثل اون بنز رو داشته باشي؟ آلماني يه مي گه آره و خدا يك بنز 600 مدل 2003 به اون مي ده. خدا از اصفهاني مي پرسه: تو چه آرزويي تو دنيا داري؟ اصفهاني مي گه: خدايا همسايه ما يه مزرعه بزرگ تو نجف آباد داره كه خيلي آباد هست. خدا مي گه: مي خواي يه مزرعه شبيه اون رو به تو بدم؟ اصفهاني مي گه: نه خداجون نمي خواد به من بدي، مال اونو ازش بگير.
  

نویسنده : پلين اسدي ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٢